شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
281
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
كوفه نمودند ، اين دو تن از بيم و وحشت پا به فرار گذاشتند و به خانهء مردى طايى پناه جستند ، صاحبخانه وضعيّت آنها را جويا شد ، كودكان او را در جريان امر قرار دادند و گفتند : ما از خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستيم ، از بند اسارت گريخته و به تو پناه آوردهايم ، هواى نفس پليد او وى را وسوسه كرد كه اگر آن دو كودك را به قتل برساند و سرهاى آنها را نزد ابن زياد ببرد ، به دو جايزه خواهد داد ، از اين رو ؛ كودكان را به شهادت رساند و سرهاى آنان را نزد عبيد اللّه آورد و بر او وارد شد و آنها را مقابل وى گذاشت . ابن زياد او را مورد اعتراض قرار داد و گفت : كار بسيار ناپسندى انجام دادهاى ، به دو پسر بچه كه به تو پناه آورده بودند ستم روا داشته و آنها را به قتل رساندى و در امانت ، خيانت ورزيدى و سپس فرمان به كشتن او داد و در دم او را كشتند « 1 » . در كتاب حاضر « إبصار العين » ، به بيان سرگذشت يكصد و دوازده تن از ياران حسين عليه السّلام پرداختم ، دست يا بى به بيان شرح حالات اين بزرگواران ، جز با كوشش و تلاش و عرق جبين و نياسودن و دلمشغولى ، ميسّر نبود و اين رنج و دشوارىها بر اين دليل بر من آسان بود ! زيرا : خدمت به سبط النبى مترجما * لأنصاره المستشهدين على الطف فان كان مقبولا و ظنّى هكذا * فيا سعد حظّى بالكرامة و اللطف و الّا فانّى واقف و سينهمى * على واقف تحت الحياصيب الوطف يعنى : با بيان شرح حال ياران شهيد ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام در كربلا ، خواستم به پيشگاه آن فرزند پيامبر خدمتى انجام داده باشم . اگر خدمت ناچيزم ، مقبول افتد و تصورم نيز همين است ، بنا بر اين ، خرسندم كه به لطف و كرامت ، دست يافتهام . و اگر مقبول نيفتاد ، در انتظار خواهم ماند و كسى كه چنين در انتظار بماند ، با باران رحمت آنان تطهير خواهد شد .
--> ( 1 ) . همان .